نگارش

پایه هشتم

جلد کتاب نگارش پایه هشتم

پس از تفکر و طراحی نقشۀ ذهنی، بنویسیم

افکار و گفتارمان را بنویسیم

ببینیم و بنویسیم

گوش بدهیم و بنویسیم

لمس کنیم، ببوییم، بچشیم و بنویسیم

با سنجش و مقایسه، آسان تر بنویسیم

با جانشین سازی، راحت تر بنویسیم

سال قبل نوشتن را روشمند شروع کرده‌اید؛ امسال کلاس بدون ترس از صفحهٔ خالی منتظر اصل تازه‌ای است. معلم می‌گوید مهندسی نوشتن یعنی نقشه بکشید، اندازه بگیرید و بنا را دقیق بسازید. نگارش هشتم از همین‌جا مسیرش را جدا می‌کند: اول مرور نقشهٔ ذهنی، بعد نوشتن از فکر و گفتار و حس‌ها. در نردبون چند مدرس این پله‌ها را با مثال‌های حس بینایی، شنوایی، چشایی و مقایسه توضیح می‌دهند تا بتوانید مدرسی را انتخاب کنید که با ریتمتان جور است.

پیشنهاد مسیر هفته‌ای

اگر تازه صفحهٔ نگارش هشتم را باز کرده‌اید، یک هفته را این‌طور تقسیم کنید: دو روز مرور نقشه و پیش‌نویس، دو روز تمرین حس (دیدن یا شنیدن یا چشیدن)، یک روز تبدیل گفتار به معیار، و یک روز مقایسه یا جانشین‌سازی. لازم نیست هر روز انشای کامل بنویسید؛ گاهی یک بند دقیق از یک حس، بیشتر از سه صفحه کلی‌گویی جلو می‌برد. والدین می‌توانند فقط بپرسند امروز کدام دریچه را تمرین کردی؟ چشم، گوش یا مزه؟

مهندسی نوشتن و مرور نقشه

نویسنده مهندس ساختمان نوشته است. مثل معمار که اول نقشه می‌کشد و بعد پی می‌ریزد، شما هم باید پیش از قلم‌به‌دست شدن دربارهٔ موضوع بیندیشید، چهارچوب را روی کاغذ بکشید و بعد بنویسید. موضوع، بخش آغازین، بخش میانی و بخش پایانی همان اسکلت آشناست؛ اما نگارش هشتم تأکید می‌کند پیش‌نویس اول لازم نیست بی‌نقص باشد. حالت خلاق را از حالت ویرایشی جدا کنید: اول آزاد بنویسید، بعد درستش کنید. حکایت کیک و دستور ورزشی قاطی‌شده نشان می‌دهد بی‌نقشه نوشتن چه طعمی می‌دهد.

در پس از تفکر و طراحی نقشۀ ذهنی این پایه محکم می‌شود. بعد نوبت چرخهٔ فکر تا گفتار تا نوشتار است. خیلی‌ها فکر می‌کنند نمی‌توانند بنویسند، درحالی‌که حرف زدنشان روان است. درس دوم می‌گوید نوشتن شکل مکتوب همان گفتار است؛ اول مثل خودتان حرف بزنید، بعد گفتار را به زبان معیار برگردانید. متن مارگیر و جدول روزا/روزها همین فاصله را ملموس می‌کند.

پنجره‌های حس: دیدن، شنیدن، لمس و بو و مزه

از درس سوم به بعد، کتاب پنجره‌های ذهن را یکی‌یکی باز می‌کند. چشم اولین دریچه است: خوب دیدن، دقت در جزئیات رنگ و اندازه و شکل، و حتی بستن چشم سر و باز کردن چشم ذهن. نمونهٔ هوشنگ مرادی کرمانی از آبادی زمستانی، تاریخ بلعمی دربارهٔ سیمای پیامبر، و صندوقچهٔ مادربزرگ همه تمرین توصیف دقیق‌اند. در ببینیم و بنویسیم می‌فهمید نوشته پربار از ذهن پرورده می‌آید.

  • گوش: شعر کبوتر شدن کلمات، صدای خیابان و ناله‌ها، تاج خروس و تبر در جنگل
  • چشایی و بویایی و لامسه: ظرف میوه در کلاس، شترِ کوری، دست هلن کلر زیر شیر آب
  • هر حس خاطره و احساس تازه‌ای برای نوشتن می‌سازد

درس شنیدن می‌گوید گوش هم مثل چشم ذهن را تقویت می‌کند؛ صدا تصویر می‌سازد و حافظهٔ شنیداری هنگام نوشتن صحنه را بازسازی می‌کند. درس لمس و بو و مزه با گاز زدن گلابی و یاد پدربزرگ نشان می‌دهد حس چطور دروازهٔ خاطره می‌شود.

از گفتار تا معیار، از حس تا شگرد

میانهٔ نگارش هشتم پر از کار زبانی و حسی است. تبدیل گفتار به نوشتار معیار فقط پاک کردن «یهو» و «تو» نیست؛ نظم جمله و کامل نوشتن فعل‌ها هم هست. بعد حس‌ها می‌آیند تا ذخیرهٔ ذهنی برای توصیف ساخته شود. دانش‌آموزی که فقط قاعده حفظ کند ولی به صدای باران یا بوی خاک توجه نکند، معمولاً انشایش خشک می‌ماند.

در نقد کلاسی، سنجه‌ها هم با موضوع فصل عوض می‌شوند: یک‌بار بهره‌گیری از زبان گفتار، یک‌بار توصیف جزئیات دیداری، یک‌بار شنیدن دقیق، یک‌بار انتقال حس چشایی، یک‌بار مقایسه، یک‌بار جانشین‌سازی. همین تغییر سنجه باعث می‌شود هر فصل واقعاً مهارت تازه‌ای بسازد، نه تکرار همان انشای قبلی با عنوان جدید.

سنجش، مقایسه و جانشین‌سازی

اواخر سال دو شگرد ذهنی مهم می‌آید. با سنجش و مقایسه، دو پدیده را کنار هم می‌گذارید: شباهت و تفاوت درخت و دیوار، ایل و شهر، صبح روستا و صبح شهر. مقایسه فکر را منظم و نوشتن را ساده‌تر می‌کند. در جانشین‌سازی خودتان را جای موضوع می‌گذارید: اگر پنجرهٔ کلاس بودم، اگر شمع بودم، اگر قطرهٔ باران بودم. سخن جویشیما دربارهٔ جام شدن و حس لرزش شکستن، همین همدلی عمیق را می‌خواهد.

صفحهٔ نگارش هشتم نقطهٔ شروع هفته است. اگر هنوز از شروع می‌ترسید، از مهندسی نوشتن و پیش‌نویس خلاق شروع کنید. اگر نوشته‌تان خشک است، سراغ دیدن و شنیدن و چشیدن بروید. اگر ایده کم دارید، مقایسه و جانشین‌سازی را امتحان کنید. برای هماهنگی تدریس، صفحهٔ معلم نردبون را ببینید.

نگارش هشتم وقتی سخت است که بخواهید همه‌چیز را یک‌جا بنویسید. وقتی حس‌به‌حس و شگردبه‌شگرد جلو بروید، همان صفحه‌ای که اول خالی بود پر از تصویر و صدا و خاطره می‌شود.