ببینیم و بنویسیم

درس ۳

۳۸

صفحه ۳۸تا ۴۰

سلف آموز
۸:۳۶

۴۱

صفحه ۴۱

سلف آموز
۱:۳۶

۴۲

صفحه ۴۲

سلف آموز
۲:۲۰

۴۳

صفحه ۴۳

سلف آموز
۲:۵۹

۴۴

صفحه ۴۴

سلف آموز
۲:۱۷

۴۵

صفحه ۴۵

سلف آموز
۲:۵۵

۴۶

صفحه ۴۶

سلف آموز
۴:۴۵

معلم تصویر یک انسان را به کلاس می‌آورد و از چشم و گوش و بینی و زبان حرف می‌زند؛ می‌گوید خداوند پنجره‌هایی به ذهن باز کرده تا مزرعه‌اش سرسبز شود. نوشتن با ذهن ارتباط مستقیم دارد و هرچه ذهن پرورده‌تر باشد نوشته پربارتر است. سپس شعر محمود کیانوش را می‌خواند: دیدن این عالم معرفت کردگار است؛ خوب جهان را ببین. نگارش هشتم چشم را اولین و مهم‌ترین دریچهٔ پرورش فکر می‌داند. در نردبون چند مدرس با نمونه‌های مرادی کرمانی و صندوقچهٔ مادربزرگ همین خوب دیدن را تمرین می‌کنند.

خوب دیدن؛ الفبای تقویت فکر

دیدن دقیق پدیده‌ها، دقت در دیدار و نگریستن به جزئیات همراه با تفکر، قدم نخست نوشتن است. نوشتهٔ هوشنگ مرادی کرمانی از آبادی زمستانی نمونه است: کلاه‌های پشمی که فقط دریچه‌ای برای دیدن جلو پا می‌گذارند، علف‌های لب جو یخ‌بسته، قندیل، جلینگ صدای زنگ در باغ، آبادی مثل سبد چوب خشک از سینهٔ کوه، سرو بلند یخ‌زده، کلاغ و گنجشک و کوچه‌های خلوت. نویسنده ندیده نمی‌نویسد؛ دیده و جزئیات را ذخیره کرده است.

گشت‌وگذار در طبیعت و نگاه به زیبایی‌های آفرینش ساده‌ترین گام آشنایی با پدیده‌هاست. برای بیان زیبایی گل، اول چشم باید ببیند؛ چشم از زیبایی‌های چشم‌نواز گل برای ما حکایت دارد و از دیدن گل سیر نمی‌شود. بعد از شنیدن حرف‌های معلم، دانش‌آموزان می‌پرسند دقیق نگاه کردن چگونه به خوب نوشتن کمک می‌کند؟

شرط هوشیاری: جزئیات ظاهری و خیال

معلم می‌گوید شاعران و نویسندگان بزرگ همه چیز را با دقت از نظر می‌گذرانند و به چیزهای ظریفی اشاره می‌کنند که انسان‌های عادی معمولاً بی‌توجه از کنارشان می‌گذرند. هنگام رویارویی با چیزی به ویژگی‌های ظاهری مثل رنگ، اندازه، شکل، بلندی و کوتاهی توجه کنید و این ویژگی‌ها را به ذهن بسپارید تا هنگام نوشتن به کارتان بیاید. ذهن گنجینه است؛ باید با دقت پربارش کنید.

  • نمونهٔ تاریخ بلعمی از زبان امام علی دربارهٔ سیمای پیامبر: بالا میانه، سپیدی روی با سرخی، موی جعد و سیاه تا کتف، سر گرد، بینی کشیده، دندان‌گشاده، کف دست و پا معتدل، راه رفتن چنان که از فراز به نشیب آید.
  • این نوشته تصویر ذهنی را با بیان جزئیات نشان می‌دهد.
  • لازم نیست فقط با دو چشم سر دیده باشید؛ می‌توانید از خیال هم بهره بگیرید.
  • گاه نویسنده چشم سر را می‌بندد و چشم ذهن را باز می‌کند تا صحنه بیافریند.

صندوقچهٔ مادربزرگ؛ نزدیک به نقاشی

متن صندوقچه تمرین توصیف شیء است: مکعب مستطیل چوبی، روکش فلزی پُرنقش‌ونگار، چارپایه در کنج اتاق، درِ بالا‌رونده، سه ردیف حلقه و میلهٔ فلزی، قفل و کلید قهوه‌ای سوخته با نخ کلفت سی‌سانتی‌متری که به روسری گل‌دار و جلیقه بسته می‌شود. تمام شکل و شمایل صندوق هنوز در ذهن نویسنده است و او در خاطرات دنبال کلید و اسرار کودکی می‌گردد. از شما خواسته می‌شود مشخص کنید کدام بخش به نقاشی نزدیک‌تر شده؛ یعنی کجا توصیف دیداری آن‌قدر دقیق است که انگار قاب تصویر می‌بینید.

موضوع‌های تمرین نوشتن متنوع‌اند: آنچه در مسیر خانه تا مدرسه می‌بینید، مشاهدهٔ مسابقهٔ فوتبال از روزنهٔ تور دروازه، دیدن شکارچی از دریچهٔ چشم آهو، دیدن مورچه‌ای که بار می‌کشد، صحنهٔ ورود موش به خانه. نقد نوشته‌ها علاوه بر پیش‌نویس و پاک‌نویسی و طبقه‌بندی، روی دیدن دقیق پدیده‌ها و توصیف جزئیات تأکید دارد.

چشم سر و چشم ذهن

معلم روشن می‌کند دیدن فقط با چشم سر اتفاق نمی‌افتد. گاهی باید چشم سر را بست و با تصور، فضا ساخت. این مجوز خیال‌پردازی بی‌ربط نیست؛ ادامهٔ همان دقت است. اول جزئیات واقعی را خوب ببینید و ذخیره کنید، بعد اگر صحنه کامل نبود با خیال جزئیات سازگار اضافه کنید. صندوقچهٔ مادربزرگ ترکیبی از حافظهٔ دیداری و احساس است؛ برای همین به نقاشی نزدیک می‌شود.

ویرایش «را» و بازآفرینی مثل

جملهٔ درست: «کتابی را که هفتهٔ پیش خریده بودم خواندم.» نه شکلی که «را» جابه‌جا نشسته باشد. جمله‌هایی مثل مردم با مشت‌های گره کرده یا گلی که بوی خوش داشت باید از نظر جای «را» ویرایش شوند. بازآفرینی مثل «نان به نرخ روز خوردن» داستان مردی است که خانهٔ ارزان سست می‌خرد، فقط نما را زیبا می‌کند و با زلزله همه‌چیز فرومی‌ریزد؛ اصل مثل را با گسترش داستانی مقایسه کنید و مثل بعدی را خودتان گسترش دهید.

  1. یک صحنهٔ کوتاه از مسیر مدرسه را فقط با جزئیات دیداری بنویسید.
  2. صندوقچه یا شیء قدیمی خانه را مثل نقاشی توصیف کنید.
  3. متن آبادی زمستانی را علامت بزنید: کدام جمله تصویر می‌سازد؟
  4. جای «را» را در دو جملهٔ کتاب درست کنید.

در فصل ۳ نگارش هشتم چشم دریچه است؛ در گوش بدهیم و بنویسیم نوبت شنیدن دقیق می‌رسد. مسیر حس‌ها را از نگارش هشتم دنبال کنید.

برای موضوع «مورچه‌ای که بار می‌کشد» از اندازه و لرزش بار و مسیر و مانع بنویسید، نه فقط از سخت‌کوشی کلی. هرچه جزئیات ظاهری بیشتر باشد، پیام اخلاقی خودش پیدا می‌شود و لازم نیست شعار جداگانه اضافه کنید. این همان نگاه دقیقی است که تاریخ بلعمی در سیما نشان می‌دهد.

قبل از اینکه دنبال کلمهٔ قشنگ بگردید، خوب ببینید؛ جزئیات دیده‌شده خودشان زبان پیدا می‌کنند.