افکار و گفتارمان را بنویسیم

درس ۲

۲۶

صفحه ۲۶و ۲۷

سلف آموز
۷:۴۶

۲۸

صفحه ۲۸و ۲۹

سلف آموز
۵:۱۴

۳۰

صفحه ۳۰

سلف آموز
۳:۱۵

۳۲

صفحه ۳۲

سلف آموز
۲:۵۸

۳۳

صفحه ۳۳

سلف آموز
۳:۰۱

۳۴

صفحه ۳۴

سلف آموز
۲:۰۷

۳۵

صفحه ۳۵

سلف آموز
۳:۴۸

۳۶

صفحه ۳۶

سلف آموز
۲:۴۲

معلم این‌بار با پرسش شروع می‌کند: آیا تاکنون فکر کرده‌اید یکی از عوامل مهم ننوشتن یا بدنوشتن چیست؟ جواب‌های پراکنده کلاس را تأیید می‌کند و می‌گوید منظورش چیز دیگری است؛ یکی از عوامل این است که تصور می‌کنیم گفتن با نوشتن فرق دارد، درحالی‌که چنین نیست. نگارش هشتم چرخهٔ دنیای فکر، گفتار و نوشتار را روی تخته می‌کشد. در نردبون چند مدرس با متن مارگیر و جدول واژه‌های گفتاری همین فاصله را تمرین می‌کنند.

در نوشتن رسمی، معیار بودن به معنی خشک شدن نیست؛ به معنی روشن بودن برای خواننده‌ای است که لحن محاورهٔ شما را نمی‌شناسد. می‌توانید اول خام بنویسید، بعد همان حرارت را با واژه‌های کامل نگه دارید. بازنویسی متن فردوسی فرصت خوبی است تا ببینید خدمت زبانی را می‌شود هم صمیمی گفت هم معیار.

از فکر تا گفتار تا نوشتار

نوشتن در حقیقت شکل مکتوب گفتار است. پس تلاش کنید همان‌طور که به آسانی حرف می‌زنید، بنویسید. بعضی راحت سخن می‌گویند و می‌دانند دربارهٔ چه حرف می‌زنند، ولی نمی‌توانند همان حرف‌ها را به نوشتار تبدیل کنند. مثل کارخانه است: اول فعالیت را آغاز می‌کنید، محصول اول گفتار است، بعد به صورت نوشتار پخته می‌شود. گاه گفتار ظاهر نمی‌شود و ما به صورت خاموش و بی‌صدا همان سخن را در ذهن می‌چرخانیم؛ گفتار خاموش به دو صورت نشان داده می‌شود: شکل سخن شفاهی و شکل نوشته.

دانش‌آموزی می‌پرسد اگر سخنانمان را عیناً روی کاغذ بیاوریم قبول است؟ معلم تأیید می‌کند که در مراحل نخست کسب مهارت نوشتن، بهتر است بدون توجه به درستی یا نادرستی نوشتهٔ خود، آنچه را فکر می‌کنید و می‌خواهید به زبان بیاورید بنویسید. وقتی مهارت کافی پیدا شد، فاصلهٔ فکر کردن و گفتن و نوشتن کم می‌شود و مرزها را تشخیص نمی‌دهیم؛ اما در نهایت مثل خودتان حرف بزنید و مثل خودتان بنویسید، آزادانه و با جرئت. ضرورت بازنویسی هم از درس قبل اینجاست: ثبت فکر تازه، حتی یک جمله، فاصلهٔ گفتن و نوشتن را کم و نظم گفتار را تقویت می‌کند.

متن مارگیر و واژه‌های گفتاری

داستان مارگیر به زبان گفتاری نوشته شده: کی بود یکی نبود، غمی نبود، شیر از خدا… جدول کتاب برابرها را نشان می‌دهد: کشیدن به‌جای نوشتن، روزا به‌جای روزها، دونیم به‌جای دانیم، گرفته بودن به‌جای گرفته بودند، ماراش به‌جای مارها، تو به‌جای در، بیابون به‌جای بیابان، جوونک به‌جای جوانک، بندوبساط به‌جای اسباب، جم کرد به‌جای جمع کرد، خودشو به‌جای خودش را، خلاص شم به‌جای خلاص شوم، اونو به‌جای آن را، یهو به‌جای ناگهان.

  • در نوشتهٔ رسمی و معیار از کاربرد واژه‌های گفتاری بپرهیزید.
  • ترتیب اجزای جمله در گفتار گاهی با نوشتار فرق دارد.
  • با اندکی تغییر و جابه‌جایی می‌توان جملهٔ گفتاری را معیار کرد.
  • کلمات شکسته را کامل بنویسید و فعل‌ها را درست صرف کنید.

مثال کتاب: «فرار کرد و رفت تو بیابون» در نوشتار معیار می‌شود «فرار کرد و در بیابان رفت.» یا «به دنبالش تو بیابون دوید» می‌شود «در بیابان به دنبالش دوید.»

دو متن الف و ب؛ معیار و گفتار

متن الف داستان بهمن و گواهینامهٔ رانندگی را به زبان نزدیک به معیار روایت می‌کند؛ متن ب داستان خارکن و کوزهٔ اشرفی را با رنگ گفتاری‌تر می‌آورد. باید تفاوت‌ها را مشخص کنید. متن بعدی دربارهٔ فردوسی و زبان فارسی هم به زبان گفتاری است و باید آن را به فارسی معیار بازنویسی کنید: خدمت عظیم فردوسی، همراهی گویش‌ها، و بزرگان از بوعلی تا شهریار و حسابی.

نقد بازنویسی دوستان روی پیش‌نویس، پاک‌نویسی، طبقه‌بندی ذهن و نوشته، بهره‌گیری درست از زبان گفتار و تبدیل آن به زبان نوشتار، و شیوهٔ خواندن است. ویرایش جنسیت هم یادآوری می‌کند فارسی برای مذکر و مؤنث نشانهٔ ویژه ندارد؛ «حاجیه خانم» یا «مرحومه» و «شاعره» را باید با احتیاط ویرایش کرد.

جرئت ثبت فکر تازه

معلم می‌گوید هر بار فکر تازه‌ای آمد حتی یک جمله را ثبت کنید. این کار فاصلهٔ گفتن و نوشتن را کم می‌کند و نظم گفتار را تقویت می‌کند. دفتر کوچکی برای جمله‌های خام داشته باشید؛ شب همان‌ها را به زبان معیار برگردانید. خیلی از انشاهای خشک دقیقاً از این‌جا می‌آیند که دانش‌آموز منتظر می‌ماند جملهٔ کامل و رسمی در ذهنش شکل بگیرد و تا آن لحظه هیچ‌چیز نمی‌نویسد.

حکایت اسب و بازنویسی

اصل حکایت میرزا غضنفر و مردان‌خان را با شکل بازنویسی‌شده مقایسه کنید؛ بهانه‌های پیاپی برای ندادن اسب، تا بهانهٔ رنگ اسب. بعد حکایت تازه را بر اساس نمونه به زبان سادهٔ امروز بازنویسی کنید. این تمرین همان مهارت درس است: شنیدن/خواندن روایت، تشخیص لایهٔ گفتاری، و برگرداندن به نوشتار روان.

  1. یک حرف روزمره را اول عین گفتار بنویسید.
  2. همان را با جدول درس به معیار تبدیل کنید.
  3. متن فردوسی را بازنویسی معیار کنید.
  4. حکایت اسب را با نسخهٔ کتاب مقایسه کنید.

در فصل ۲ نگارش هشتم جرئت نوشتن مثل حرف زدن مهم‌تر از کمالگرایی اولیه است. بعد در ببینیم و بنویسیم همان آزادی را با دقت دیداری عمیق می‌کنید. برای نقشهٔ سال به نگارش هشتم برگردید.

اگر می‌توانید بگویید، می‌توانید بنویسید؛ فقط باید گفتار خام را روی کاغذ بیاورید و بعد صیقلش دهید.