۱۴
۱۶
صفحه ۱۶تا ۱۸
۱۹
صفحه ۱۹
۲۰
صفحه ۲۰
۲۱
صفحه ۲۱
۲۲
صفحه ۲۲
۲۳
صفحه ۲۳
اولین جلسهٔ نگارش هشتم پر از چهرههای شاد و قلمهای آمادهای است که ترسی از نوشتن ندارند؛ سال قبل روشمند شروع کردهاند و حالا منتظر اصل تازهاند. معلم لبخند میزند و میگوید اول باید آموختههای پیشین را مرور کنیم، چون به درسهای کتاب هشتم مربوط است؛ بعد دربارهٔ مهندسی نوشتن حرف میزنیم. نگارش هشتم نوشتن را مثل معماری میبیند. در نردبون چند مدرس همین استعارهٔ مهندس و نقشه را با مثال پیشنویس و طنز کیک توضیح میدهند.
مهندسی نوشتن یعنی چه؟
مهندسی کردن یعنی چیزی را دقیق بررسی و اندازهگیری کردن. نوشته—کتاب، مقاله یا انشا—ساختمانی دارد و نویسنده مهندس و طراح آن است. معماران اول نقشه را در ذهن و روی کاغذ میکشند؛ بعد عملیات ساخت بر پایهٔ همان نقشه آغاز میشود. شما هم وقتی میخواهید قلم به دست بگیرید، باید دربارهٔ موضوع بیندیشید، نقشهٔ ذهنی بکشید، چهارچوب را روی کاغذ بیاورید و بعد بنویسید.
معمولاً تصور میشود نوشتن با نگاشتن کلمات روی کاغذ شروع میشود؛ اما هر نوشته پیش از خودنمایی روی کاغذ در ذهن شکل میگیرد، طبقهبندی و تنظیم میشود. هرچه این طراحی و نقشهکشی کاملتر باشد، نوشته نظم بهتری دارد. نقطهٔ آغاز حرکت در مهندسی نوشتن، تهیهٔ پیشنویس در ذهن است؛ بعد مسیر ذهن تا صفحهٔ دفتر را مشخص میکنید تا آنچه در ذهن دارید آسانتر روی کاغذ بیاید.
نقشهٔ چهار بخشی و ساختمان ساده
موضوع، بخش آغازین، بخش میانی و بخش پایانی دوباره روی نمایه میآیند. طبقهبندی ذهن گام اول تهیهٔ نقشه است و ساختمان ذهن و نوشته را نشان میدهد. وقتی چنین ساختاری در ذهن نویسنده شکل بگیرد، مسیر نوشتن هموار میشود و او کاملاً روشن است چه خواهد نوشت. نتیجهٔ طبقهبندی ذهنی و تسلط بر مطلب، نوشتن متن دقیق و منسجم است.
- اول بیندیشید و نقشه بکشید.
- ابزار لازم را فراهم کنید.
- مطابق مراحل نقشه پیش بروید.
- بدون نقشه، نگران و پراکندهنویس میمانید.
شیرتوشیرنویسی و ضرورت بازنویسی
متن طنز ابوالقاسم حالت نشان میدهد بیدقتی در نقشه چه میسازد. خانم از شوهر تندنویس میخواهد دستور پخت کیک را از تلویزیون بنویسد؛ او همزمان به رادیوی ورزشی گوش میدهد و نتیجه دستور کیکی است که کشمش را روی شانه میگذارد، پا را تا زانو در آب فرو میبرد و با شکم زرده را میغلتاند. سؤال کتاب این است: کیکی که با این دستور پخته شود چه مزهای میدهد؟ این همان هشدار نوشتن بدون تمرکز و نقشه است.
بخش ضرورت بازنویسی میگوید آثار نویسندگان بزرگ معمولاً چند بار پیشنویس میشوند. پیشنویس اول لازم نیست بینقص باشد؛ خیلی از نویسندگان صریح میگویند اولین پیشنویس افتضاح است، اما هیچکس بدون نوشتن پیشنویس اول به نسخهٔ دوم نمیرسد. نویسندهها در دو حالت کار میکنند: حالت خلاق که اجازهٔ امتحان ایدههای تازه میدهد حتی اگر مزخرف باشد، و حالت ویرایشی که هدفش جمع کردن همان افتضاح و بازنویسی معنادار است. خشکی قلم وقتی پیش میآید که بخواهید همزمان خلاق و ویراستار باشید؛ مثل اینکه یک پا گاز و یک پا ترمز باشد. جملهٔ طلایی: اول بنویس، بعد درستش کن.
دو حالت نوشتن را جدا کنید
یک برگه برای حالت خلاق بگذارید و بالای آن بنویسید: «اجازه دارم بد بنویسم.» برگهٔ دوم برای ویرایش باشد. در برگهٔ اول هیچ غلطگیری نکنید؛ فقط ایده و تصویر و جمله را بریزید. در برگهٔ دوم ساختمان چهار بخشی را چک کنید، تکرارها را بزنید و زبان را تمیز کنید. قاطی کردن این دو حالت همان گاز و ترمزی است که کتاب ممنوع کرده است.
حکایت کیک را هم میتوانید الگوی منفی بدانید: گوش به یک منبع و قلم برای منبع دیگر. وقتی موضوع انشا دارید، یک منبع تمرکز انتخاب کنید—خاطره، مشاهده یا استدلال—و تا پایان پیشنویس همان را نگه دارید. بعد در ویرایش، اگر لازم شد چاشنی طنز یا مثال اضافه کنید. نگارش هشتم از همینجا مهندسی را جدی میگیرد.
موضوع دلخواه و نقد کلاسی
پس از انتخاب موضوع دلخواه، با توجه به نقشهٔ نوشتن سفر را آغاز کنید. نوشتههای تمرین را با سنجهها نقد کنید: داشتن پیشنویس، پاکنویسی و نبود غلط املایی، رعایت طبقهبندی ذهن و نوشته، شیوهٔ خواندن. ویرایش تنوین هم یادآوری میکند گاهی و ناچار نیازی به نشانهٔ عربی ندارند؛ «تلفناً» و «جاناً و مالاً» را باید درست ویرایش کرد. تمرین تصویر هم شما را وادار میکند طوری بنویسید که دوستان بفهمند انشا مال کدام تصویر است.
- موضوع را انتخاب و نقشهٔ چهار بخشی بکشید.
- پیشنویس اول را آزاد و بیترس بنویسید.
- در نوبت جدا، ویرایش کنید.
- متن طنز کیک را با نوشتهٔ خودتان از نظر انسجام مقایسه کنید.
در فصل ۱ نگارش هشتم اگر جرئت پیشنویس بد را پیدا کنید، در افکار و گفتارمان را بنویسیم همان آزادی را به چرخهٔ فکر و گفتار وصل میکنید. صفحهٔ نگارش هشتم نقشهٔ کل سال است.
در ویرایش تنوین دقت کنید اشتباههای کوچک، نوشتهٔ مرتب را بیاعتبار میکند. بعد از پیشنویس خلاق، یک دور جدا فقط برای نشانهها و املا بگذارید تا حالت ویرایشی با ایدهپردازی قاطی نشود و مهندسی نوشتن تا جزئیات زبانی ادامه پیدا کند.
مهندس خوب اول خطکشی میکند؛ نویسندهٔ خوب هم اول نقشه میکشد، بعد ساختمان کلمات را بالا میبرد.