۶۸
۷۲
صفحه ۷۲
۷۳
صفحه ۷۳
۷۴
صفحه ۷۴
۷۵
صفحه ۷۵
۷۶
صفحه ۷۶
معلم بعد از ورود، کلاس را به گفتوگوی صمیمانه دربارهٔ بهرهگیری از حواس پنجگانه دعوت میکند. خلاصهٔ حرفها این است: چون بهتر میبینیم و بیشتر میشنویم حرف بیشتری برای نوشتن داریم؛ بعضی بوها و مزهها خاطره میاندازند؛ نوشتهها عاطفیتر شده؛ چیزهایی میبینیم و میشنویم که قبلاً ندیده و نشنیده بودیم. معلم میگوید روزنههای ذهن گشوده شده و احساسهای تازه آمده است. حالا نوبت شیوهای است که اندوختهها را راحتتر به نوشتار تبدیل کند: سنجش و مقایسه. نگارش هشتم مقایسه را راه پرورش فکر میداند. در نردبون چند مدرس با درخت و دیوار و ایل و شهر همین شگرد را نشان میدهند.
چرا مقایسه ذهن را منظم میکند؟
یکی دیگر از راههای کمک به رشد فکر، سنجش پدیدهها با یکدیگر و بهرهگیری از شیوهٔ مقایسه است. مقایسه از جنبههای مختلف به شناخت بهتر پدیدهها میرساند و با درنگ و تأمل در موضوعهای آفرینش، شگفتیها را بهتر میبینید. در خطبهای از نهجالبلاغه آمده است دلایل روشن میگویند آفرینندهٔ مورچهٔ کوچک همان آفریدگار درخت بزرگ خرماست؛ به سبب دقت در آفرینش هر چیز و تفاوتهای پیچیده در گیاه و دیگر پدیدهها. پس در آفتاب و ماه، درخت و گیاه، آب و سنگ، شب و روز، دریا و کوه اندیشه کنید؛ اینها زبانهای روشن پروردگارند.
مقایسه راه مناسبی برای پرورش فکر و سادهسازی مهارت نوشتن است. وقتی موضوعی داده میشود، نویسنده میتواند از این شگرد هم بهره بگیرد. دانشآموز میپرسد در سنجش به چه چیزهایی توجه کنیم؟ معلم میگوید به تفاوتها و شباهتها. دو موضوع یا دو پدیده را بر اساس ویژگیها میسنجیم و دستهبندی میکنیم؛ در این کار ذهن نظم مییابد و نوشته کاملتر میشود.
نمونهٔ ایل و شهر؛ درخت و دیوار
اگر موضوع نوشتن دربارهٔ ایل باشد، نخست ویژگیهای ظاهری را فکر میکنید، بعد با مقایسه ویژگیها متن مینویسید. مثال کتاب شباهتها و تفاوتهای درخت و دیوار را جدا میکند. شباهتها: هر دو ایستادهاند، هر دو مانعاند، هر دو سایه دارند، هر دو سالها کنار هماند. تفاوتها: یکی جاندار با شاخ و برگ است و دیگری بیجان؛ یکی با فصل تغییر میکند و دیگری نه. نتیجه میتواند متنی شبیه بخاراهای من محمد بهمنبیگی باشد: هوای داغ شهر، نبود کولر، دلتنگی برای ایل، چادر، اسب، آب و هوای بهشتی که در خواب هم نمیآید.
- متن درخت و دیوار: دیوار درخت را از زمانی که نهال بوده میشناسد؛ هر دو روی پای خود ایستادهاند و سایه میدهند؛ اما درخت هر سال بالاتر میرود و دیوار کوچکتر به نظر میرسد.
- این مقایسه هم توصیف میسازد هم احساس.
- بدون فهرست شباهت و تفاوت، متن فقط پراکندهگویی میشد.
سه متن الف و ب و پ را بخوانید و مشخص کنید کدام بر پایهٔ شیوهٔ مقایسه نوشته شده: توصیف چهره در کلیدر، صبح دریا و مرغان ماهیگیر، یا آداب معاشرت ملتها در دست دادن و کلاه برداشتن. تمرین نوشتن دو حالت را تصور میکند: برخاستن از خواب صبح در شهر و برخاستن صبح در روستا؛ با مقایسه متن بنویسید.
جدول مقایسه قبل از انشا
قبل از نوشتن صبح شهر و صبح روستا، جدولی دوستونه بکشید: صدا، نور، بو، حرکت آدمها، سرعت زمان. زیر هر ردیف دو عبارت کوتاه بنویسید. بعد انشا را از روی جدول بسازید؛ نه از روی ذهن شلوغ. متن ایل و شهر بهمنبیگی دقیقاً از چنین تضادهایی جان گرفته: کولر نبودن، دلتنگی چادر و اسب، هوای بهشتی در خواب.
برای درخت و دیوار هم میتوانید یک ستون شباهت و یک ستون تفاوت داشته باشید و هر بند را به یک ردیف اختصاص دهید. این کار همان طبقهبندی ذهن است که از سال هفتم با خود آوردهاید، فقط اینبار ابزارش مقایسه است. نگارش هشتم با این شگرد نوشتن دربارهٔ موضوعهای دوگانه را آسان میکند.
نقد، ویرایش جمع و بازآفرینی مثل
سنجههای ارزیابی علاوه بر پیشنویس و پاکنویسی و طبقهبندی، بهرهگیری از شیوهٔ مقایسه و بیان شباهتها و تفاوتها را میسنجند. در ویرایش، جملهٔ درست دربارهٔ نویسندگان و نشانهٔ جمع است؛ وقتی کلمه به «ه» ختم میشود و نشانهٔ جمع میخواهد، به ترتیب خاصی نوشته میشود و «گان» گاهی ظاهر نمیشود. جملههایی مثل عملکنندگان مدرسه یا نخبگان را ویرایش کنید. ضربالمثل پایانی را هم بازآفرینی کنید تا مقایسه در قالب قصه بنشیند.
- برای دو چیز آشنا جدول شباهت و تفاوت بکشید.
- از روی جدول یک انشای پنجبندى بنویسید.
- صبح شهر و صبح روستا را در دو ستون حسها مقایسه کنید.
- متن درخت و دیوار را الگوی لحن خودتان قرار دهید.
در فصل ۶ نگارش هشتم مقایسه ابزار نظم است؛ در جانشینسازی بهجای نگاه از بیرون، خود را جای موضوع میگذارید. برای دیدن مسیر کامل به نگارش هشتم سر بزنید.
خطبهٔ نهجالبلاغه در این درس فقط زینت صفحه نیست؛ منطق مقایسه را میسازد: اختلافها خودشان دلیل یکتایی آفرینشاند. وقتی ایل و شهر یا درخت و دیوار را میسنجید، تفاوت را نقص ندانید؛ آن را مصالح نوشتن ببینید تا متن عمق بگیرد.
وقتی دو چیز را کنار هم بگذارید، معمولاً حرف تازهای پیدا میشود که با نگاه تکبعدی به یک چیز پیدا نمیشد.