۲۶
۲۷
صفحه ۲۷و ۲۸
۲۹
صفحه ۲۹ و۳۰
۳۱
صفحه ۳۱
۳۲
صفحه ۳۲
۳۳
صفحه ۳۳
۳۴
صفحه ۳۴
۳۵
صفحه ۳۵
۳۶
صفحه ۳۶
معلم با کاغذ لولهشده وارد کلاس میشود، آن را روی تخته نصب میکند و بالای نقشه با خط درشت مینویسد: «راههای ایران در تو، تو در تو.» همان لحظه برمیگردید به سفر نوشتن؛ سفری که از ذهن شروع میشود و در صفحهٔ دفتر پایان میپذیرد. نگارش هفتم اینبار میگوید در مسیر نقشهای چهار ایستگاه برای درنگ دارید. در نردبون چند مدرس همین ایستگاهها را با انشاهای نمونه باز میکنند تا تشخیص مقدمه و تنه و نتیجه برایتان ملموس شود.
حجم تنه را جدی بگیرید
رایجترین اشتباه این فصل مقدمهٔ طولانی و تنهٔ لاغر است. اگر مقدمه بیشتر از یک بند شد، احتمالاً حرف اصلی را زود گفتهاید. تنه باید تعریف و توصیف و گسترش باشد؛ پایان فقط فرود. وقتی انشای پدر و مادر معلم را بندبندی میکنید، ببینید شعر و خاطرهٔ ناتوانی نوزاد همه در میانه نشستهاند، نه در مقدمه. در نوشتهٔ نقشههای آینده هم اگر پایان فقط یک جملهٔ ناگهانی باشد، فرودگاه ناقص است و باید پیام روشنتری اضافه کنید.
چهار ایستگاه مسیر نوشتن
موضوع، بخش آغازین یا مقدمه، بخش میانی یا تنه، و بخش پایانی یا نتیجهگیری؛ اینها همان چهار بخشی هستند که در درس قبل دیدهاید. حالا کتاب در هر ایستگاه کمی میایستد و ویژگیهایش را میگوید تا فقط اسم بخشها را حفظ نکنید، بلکه بدانید هر کدام چه کاری باید بکند.
اولین ایستگاه انتخاب موضوع و اندیشیدن است. موضوع مثل سنگی در دریاچهٔ ذهن نویسنده فرود میآید و حرکت و پویایی میآورد. اگر موضوع مورد علاقهٔ شما باشد، آن را بشناسید و با زندگی واقعیتان ارتباط داشته باشد، راحتتر و بهتر مینویسید. موضوع کلی و بیربط معمولاً نوشته را از همان بند اول لَخت میکند.
آغاز، میانه و پایان چه شکلی باید باشند؟
بخش آغازین روزنهای است که فضای پیشِ رو را به خواننده نشان میدهد. جملههای آغازین اندیشهٔ اصلی نویسنده را بیان میکنند و خواننده با ورود به نوشته، به فضای حاکم بر متن میرود. در حقیقت بخش آغازین نشاندهندهٔ نقشهٔ کلی و تصویری از کل موضوع است. برای آغاز بهتر، سه نکته را جدی بگیرید: کوتاه باشد، موضوع را ساده و روشن معرفی کند، و کل فضای نوشته را نشان دهد.
بخش میانی یا تنه ایستگاه سوم و بخش اصلی نقشه است؛ همان فضای کلی که دورنمایش را در آغاز دیده بودید. سخن اصلی نویسنده، تعریف، توصیف، شرح و گسترش موضوع در تنه اتفاق میافتد. تنه از نظر حجم گستردهترین بخش نوشته است. باید از آغاز و پایان بیشتر باشد، هر بند فقط به یک موضوع اختصاص یابد و بین بندها ارتباط باشد.
- پایان نوشته فرودگاه ذهن نویسنده است.
- هواپیمایی که از ذهن به پرواز درآمده، اینجا زمین مینشیند.
- نتیجهگیری مستقیم یا غیرمستقیم پیامی به خواننده میدهد.
- پایان کوتاه و گویا باشد، به پرسشهای اساسی پاسخ دهد و به تأمل وادارد.
انشای معلم دربارهٔ پدر و مادر
معلم برای لطیف شدن فضا، انشای قدیمی خودش را میخواند و از شما میخواهد همزمان موضوع، آغاز، میانه و پایان را مشخص کنید. موضوع: پدر و مادر دو نعمت بزرگ خدا هستند. بند اول بخش آغازین است. بخش میانی چند بند دارد؛ از ناتوانی نوزاد تا شعر معروف «گویند مرا چون زاد مادر…». بخش پایانی در بند آخر میآید: همانطور که والدین در ناتوانی ما عصای دستمان بودند، ما هم باید در ناتوانیشان دستشان را بگیریم.
بعد گروهها گزارش میدهند و معلم میپرسد آیا هر بخش ویژگی لازم را دارد؟ این کار تمرین تشخیص است، نه فقط شنیدن داستان احساسی. وقتی شعر را هم داخل میانه میبینید، میفهمید بخش میانی میتواند چند بند و حتی نقل شعر داشته باشد، به شرطی که هنوز در خدمت موضوع باشد.
متن «نقشههایم برای آینده»
نوشتهٔ بعدی دربارهٔ نقشههای شغلی آینده است: پزشکی، مهندسی، خلبانی، داوری فوتبال، نویسندگی… و در پایان مشورت با برادر که میگوید کاری را انتخاب کن که در آن تک و معروف باشی. اینجا باید ویژگیهای هر بخش را پیدا کنید. موضوع روشن است، اما آیا آغاز کوتاه و معرفیکننده است؟ آیا میانه فقط پراکندهگویی شغلهاست یا نظم دارد؟ آیا پایان جمعبندی واقعی دارد یا ناگهان قطع میشود؟
تمرین نوشتن از شما میخواهد موضوعی انتخاب کنید و متنی بنویسید که هر بخش ویژگی لازم را داشته باشد. بعد نوشتهٔ خود را با نوشتهٔ دوستتان با سنجهها مقایسه کنید: پیشنویس، پاکنویس، طبقهبندی ذهن و نوشته، رعایت ویژگی هر بخش، و شیوهٔ خواندن.
- موضوعی از زندگی واقعی انتخاب کنید.
- یک بند مقدمه، حداقل دو بند تنه و یک بند پایان بنویسید.
- حجم تنه را از مقدمه و پایان بیشتر نگه دارید.
- با گروه، انشای معلم یا دوست را بندبندی کنید.
ویرایش دستوری هم در این درس هست: فرق «از او خواست نوشتهاش را بخواند» با «از آن خواست»، و جملههایی دربارهٔ ضمیر برای اشخاص و اشیاء. بازنویسی حکایت مرد جنگجو و سپر هم تمرین تبدیل نثر کهن به زبان سادهٔ امروز است؛ جایی که سنگ به کلاه میخورد و او از مردم شکایت میکند، درحالیکه باید سپر را بالا میگرفت.
در فصل ۲ نگارش هفتم اگر بتوانید در انشای خودتان چهار ایستگاه را نشان دهید، آمادهٔ طبقهبندی موضوع هستید؛ جایی که موضوع بزرگ را خرد میکنید تا نوشتن آسانتر شود. برای مرور کل مسیر سال به نگارش هفتم برگردید.
نوشتهٔ خوب لزوماً طولانی نیست؛ نوشتهٔ خوب میداند کجا باید بایستد، کجا باید گسترش یابد و کجا باید فرود بیاید.