۱۴
۱۶
صفحه ۱۶و ۱۷
۱۸
صفحه ۱۸
۱۹
صفحه ۱۹
۲۰
صفحه ۲۰
۲۱
صفحه ۲۱
۲۲
صفحه ۲۲
۲۳
صفحه ۲۳و ۲۴
قلم را برمیدارید و هنوز نمیدانید اولین خط باید چه باشد؛ انگار میخواهید به شهری بروید که نقشهاش را ندارید. نگارش هفتم در همین نقطه میایستد و میگوید نوشتن شبیه سفر است: مبدأ ذهن است، مقصد صفحهٔ دفتر، و بدون نقشه ممکن است از گردنهها و درهها بترسید. در نردبون چند مدرس همین استعارهٔ سفر را با مثالهای کلاس توضیح میدهند تا شروع برایتان کمتر ترسناک شود.
پیشنویس را از نقشه جدا نکنید
بعد از کشیدن چهار بخش، همان برگه را کنار دفتر بگذارید و بندها را داخل خانههای نقشه بنویسید. اگر بخشی خالی ماند، یعنی هنوز برای آن بخش حرف ندارید و باید موضوع را عوض کنید یا خردتر کنید. تمرین نقد گروهی با سنجه هم وقتی فایده دارد که اول نقشه را نشان بدهید، بعد متن را؛ داور میفهمد ضعف از ایده است یا از اجرا. تصویر پایانی درس هم یادآوری میکند خواننده باید بدون دیدن صحنه، از نوشتهٔ شما تصوری بسازد.
شهر خوشنگار و پرسشهای پیش از حرکت
معلم کلاس را با شور ورود به درس باز میکند و میگوید نوشتن را از دبستان بلد بودهاید، اما امسال میخواهید روشمند بنویسید. تصویر سفر واقعی و خیالی میآید: شهری پُرنقش و نگار که باید به آن برسید. قبل از حرکت، چند سؤال حیاتی مطرح میشود: شهر خوشنگار کجاست؟ نقشهای از آن در دست دارید یا فقط در ذهن؟ با چه وسیلهای باید بروید؟ در طول مسیر ایستگاه و استراحتگاه هست؟ مسیر هموار است یا از گردنه و دره میگذرد؟
اگر این پرسشها روشن شوند، ابزار لازم فراهم است و میتوانید بدون نگرانی سفر نوشتن را آغاز کنید. نقطهٔ آغاز و پایان هم در کتاب مشخص میشود: ذهن مبدأ است و صفحهٔ دفتر مقصد. بسیاری تصور میکنند نوشتن با گذاشتن کلمه روی کاغذ شروع میشود؛ درحالیکه هر نوشته پیش از خودنمایی روی کاغذ، در ذهن نویسنده شکل میگیرد، طبقهبندی میشود و بعد نوشته میشود. هرچه این فرایند کاملتر باشد، نوشته چشمگیرتر خواهد بود.
نقشهٔ چهار بخشی ذهن تا دفتر
کتاب در نمای صفحهٔ بعد مسیر را با چهار عنوان نشان میدهد: موضوع، بخش آغازین، بخش میانی و بخش پایانی. با این نقشه میتوانید ببینید چه چیزی در ذهن دارید و چطور آسانتر روی صفحه بیاورید. طبقهبندی ذهن گام اول تهیهٔ نقشهٔ سفر نوشتن است؛ همان چیزی که ساختمان ذهن و نوشته را مشخص میکند. وقتی این ساختار در ذهن نویسنده شکل بگیرد، مسیر نوشتن هموار میشود و او دقیقاً میداند چه خواهد نوشت.
- موضوع: سنگ اول و جهت حرکت
- بخش آغازین: ورودی کوتاه به فضای نوشته
- بخش میانی: بدنه و گسترش مطلب
- بخش پایانی: فرود و جمعبندی
شکل صفحهٔ بعد ساختمان سادهتری هم میدهد: موضوع بالای نوشته، بند اول تا سوم در بخش میانی، و بخش آغازین و پایانی در دو سوی آن. نتیجهٔ این طبقهبندی ذهنی، متن دقیق و منسجمی است که خواننده را سردرگم نمیکند. یکی از راههای نظم دادن به ذهن و نوشته، همین طراحی ساختمان نوشته است.
نمونهٔ «دل، آشیانهٔ محبت»
برای اینکه نقشه فقط روی تخته نماند، متنی دربارهٔ دل خوانده میشود. موضوع «دل، آشیانهٔ محبت» است. بخش آغازین میگوید هر چیزی مرکزی دارد و قلب مرکز بدن و گنجینهٔ وجود است. بخش میانی توضیح میدهد دل پاک و سفید است، دوست و دشمن را میشناسد و درِ دل به روی دوستان باز است. بخش پایانی به پاکی دل، دوری از کینه و مهربانی با دیگران میرسد. وقتی این متن را بندبهبند جدا کنید، میبینید نقشهٔ ذهنی چطور روی کاغذ نشسته است.
تمرین بعدی متنی دربارهٔ زبان است: زبان عامل پیوند با دیگران است، اما افزون بر زبانی که با آن حرف میزنیم، زبان بدن هم داریم؛ دست تکان دادن از دور، انگشت روی لب مبصر، حرکت سر و ابرو. اگر زبانهای بدن را بشناسید، ارتباط مؤثرتری خواهید داشت. اینجا هم باید ساختمان نوشته را مشخص کنید: موضوع چیست، مقدمه کجاست، تنه کدام بندهاست و پایان چه میگوید.
موضوع انتخاب کنید و سفر را شروع کنید
کتاب سه پیشنهاد میدهد: پاییز، حیاط مدرسه، یا روزی که دوست دارید تکرار شود. اول کمی دربارهٔ موضوع بیندیشید، نقشهٔ ذهنی بکشید، بعد بنویسید. عجله برای پر کردن صفحه معمولاً همان چیزی است که نوشته را بینظم میکند؛ چند دقیقه سکوت متفکرانه بهتر از ده خط پراکنده است.
در کار گروهی، یکی از انشاهای عضو گروه را با سنجههای ارزیابی نقد کنید: داشتن پیشنویس، پاکنویس و نبود غلط املایی، رعایت طبقهبندی ذهن و نوشته، و شیوهٔ خواندن. ویرایش جمله هم بخشی از درس است؛ مثلاً فرق «چشمش به پنجره افتاد، غصه گرفت» با شکلهای درهمریخته، یا جملههایی مثل «وقتی وارد شهر میشوی چه خبره؟» که باید به زبان نوشتاری درست تبدیل شوند.
- موضوع را انتخاب کنید و سه سؤال دربارهٔ آن بنویسید.
- چهار بخش نقشه را روی برگه بکشید.
- پیشنویس را بدون ترس از غلط بنویسید.
- با سنجهٔ کتاب، نوشتهٔ خود یا دوست را نقد کنید.
در فصل ۱ نگارش هفتم هدف این نیست که یکشبه نویسنده شوید؛ هدف این است که قبل از نوشتن، مسیر را ببینید. وقتی نقشه آماده شد، در بخشهای نوشته هر ایستگاه را جداگانه دقیقتر میشناسید. صفحهٔ نگارش هفتم هم نقطهٔ برگشت برای مرور کل مسیر سال است.
اگر توانستید برای یک موضوع ساده چهار بخش را روی کاغذ نشان دهید، سفر نوشتن واقعاً شروع شده است؛ حتی اگر هنوز جملهها کامل نباشند.