۱
الو. السّلام علیکَ یا عزیزي. عفواً؛ ما عرفتُ صوتکِ. کيف ما عرفتَ جدّتکَ؟! فصل ۱۵ عربی هفتم فی الحدود است؛ مکالمهٔ تلفنی در مرز مهران با صیغهٔ نحن فعلنا. هوا کمی سرد است، لباس مناسب پوشیدهاند، پدر و مادر روی صندلی نشستهاند. در نردبون چند مدرس همین تماس را نقشبازی میکنند تا شنیدن ماضی جمع برایتان طبیعی شود.
المعجم؛ مرز، حس، کار جمع
واژههای فصل ۱۵ عربی هفتم: آلهة خدایان، عفواً ببخشید، بارد سرد، عملَ کار کرد، تین انجیر، فاکهة میوه، جلسَ / جلسنا نشستیم، فرحَ خوشحال شد، جوّ هوا، قطعَ / قطعنا بریدیم، حدود مرزها، لبسَ پوشید، حزنَ غمگین شد، نسيَ فراموش کرد، حفظَ حفظ کرد (حفظکم اللّه)، نصرَ یاری کرد، شعرَ بـ احساس کرد، والد / والدة پدر و مادر، صنعَ ساخت، وقعَ افتاد، ضربَ / ضربنا زدیم، عبرَ عبور کرد، وقفَ ایستاد، عرفَ شناخت.
جلسنا و ما جلسنا را کنار هم ببینید: حرف ما نفی ماضی میسازد.
تلفن با جدّه در مرز
محسن و جدّه سلام میکنند. جدّه اول صدا را نمیشناسد؛ عفواً میگوید. حال میپرسند؛ کلّنا بخیر. الآن کجا هستید؟ وصلنا إلی مدینة مهران في الحدود. والد و والدة؟ هما جالسانِ علي الکرسيّ. هل هما بخیر؟ نعم؛ الحمد للّه. کیف الجوّ هناکَ؟ الجوّ بارد قلیلاً. ماذا لبستَ؟ لبسناملابس مناسبة. پدر و مادر چه پوشیدند؟ همان لباس مناسب. خداحافظی با حفظکم اللّه و شکراً جزیلاً إلی اللقاء.
بدانیم؛ نحن فعلنا
نحن کتبنا واجباتنا. نحن جلسنا في المکتبة. نحن فعلنا: ما انجام دادیم (متکلّم معالغیر). نفی: جلسنا نشستیم / ما جلسنا ننشستیم. آیهٔ آغاز درس هم ضربنا دارد: ضربنا للناس في هذا القرآن من کلّ مثل.
- نحن → …نا
- نفی ماضی → ما + فعل ماضی
- مثال: ما عبرنا الحدود
التمارین
تمرین اول ترجمهٔ آیات و جملهها از جمله قال الطفل و نحن ما عبرنا الحدود. تمرین دوم وصل کردن مرتبطها: الفستان، العلم، الدنیا، الصلاة، النسیان، السؤال با مزرعة الآخرة، کنز، من ملابس النساء، آفة العلم، مفتاح العلم، عمود الدین. تمرین سوم ترجمه با تصویر: أنا حزنتُ قلیلاً، هو وقعَ علي الأرض، هي نسيتْ شیئاً، أنتَ نصرته، أنتِ لبستِ عباءة جمیلة، نحن شعرنا بالافتخار، عبرنا الجبل، وقفنا لأخذ الجوائز، فرحنا کثیراً، قطعنا الخشب. تمرین خانه جای خالی با افعالی مثل جلسَ، ضربَ، صنعَ، حزنَ، فرحتْ، وصلتْ، عملتْ، بحثتْ و نظایر.
- مکالمه را با دو صدا بخوانید.
- همهٔ فعلهای نا را در متن پیدا کنید.
- همان فعلها را یکبار با ما منفی کنید.
- داستان یک سفر کوتاه خانوادگی را با نحن بنویسید.
پل به مخاطب جمع
بعد از مرز، فصل ۱۶ عربی هفتم الأسرة الناجحة سراغ فعلتم، فعلتنّ، فعلتما میرود. چهارخانهٔ قبلی را به پنج خانه برسانید و نا را هم اضافه کنید.
عربی هفتم در فی الحدود یاد میدهد جمع متکلّم فقط «ما نوشتیم» نیست؛ میتواند «به مرز رسیدیم» و «لباس پوشیدیم» باشد. یک تماس خیالی با مادربزرگ به عربی بنویسید؛ همان بهترین مرور است.
تلفن فرضی با نا
با مادربزرگ یا یکی از بزرگترها یک مکالمهٔ تلفنی نمایشی اجرا کنید و حداقل پنج فعل با نا به کار ببرید: وصلنا، لبسن، جلسنا، فرحنا، شكرنا. نفی را هم یکبار بگویید: ما عبرنا قبل الموعد. عربی هفتم در فی الحدود جمع متکلّم را در موقعیت احساسی یاد میدهد؛ از آن استفاده کنید.
آیهٔ ضربنا را ترجمه کنید و فرق ضرب در مثال زدن با معنای روزمره را از معلم بپرسید. وصل کردن کنز و مفتاح العلم در تمرین دوم را کامل کنید؛ این بخش واژگان حکمت را زنده نگه میدارد. تصاویر حزنتُ و وقعَ و نسيتْ را برای ساخت جملهٔ کوتاه غایب و متکلّم به کار ببرید.
وضعیت هوا را سه روز پشت سر هم به عربی بنویسید: الجوّ باردٌ / حارٌّ / معتدلٌ و بگویید ماذا لبسن؟ لباس مناسب را توصیف کنید حتی با واژهٔ فارسی مخلوط. فعلهای شعرنا بالافتخار و فرحنا کثیراً را برای موفقیتهای کوچک خانوادگی به کار ببرید. عربی هفتم در فی الحدود احساسات را هم صرف میکند. تمرین جای خالی خانه را آخر هفته مثل آزمون بگیرید و غلطها را در دفتر سه ستونه وارد کنید.
نقشهٔ مسیر تا یک شهر مرزی را بکشید و زیرش بنویسید وصلنا إلی… في الحدود. دربارهٔ جوّ همان منطقه حدس بزنید و لباس مناسب پیشنهاد دهید. نفی ما عبرنا را در موقعیت اخلاقی هم معنا کنید: کاری که نباید میکردیم. عربی هفتم در این فصل مرز جغرافیایی و مرز زبانی را با هم میآورد. تمرین مرتبطکردن کنز و عمود الدین را با دقت انجام دهید تا واژههای حکمت فراموش نشوند. یک تماس نمایشی دیگر با نقش والد و فرزند اجرا کنید و تعداد فعلهای نا را بشمارید؛ هدف حداقل هفت تاست.
جمعبندی صیغهٔ نا
همهٔ فعلهای نا را از متن و تمرینها در یک ستون بنویسید و روبهرو نفیشان را با ما بسازید. یک خاطرهٔ سفر واقعی یا خیالی در شش جمله با نحن بنویسید. عربی هفتم در فی الحدود میخواهد جمع متکلّم در دهانتان بنشیند قبل از اینکه مخاطب جمع بیاید. اگر هنوز تُ و نا را قاطی میکنید، به جمله نگاه کنید: چند نفر فاعلاند؟ یک نفر تُ، چند نفر نا. همین سؤال ساده بسیاری از غلطها را کم میکند. ویدیوی مدرس نردبون را فقط روی بخش تلفن دوبار ببینید.