۱
درس ۳
۲
درس سوم - صفحه ۳۶ کتاب جدید ۱۴۰۴
۳
درس سوم- صفحه ۴۶ کتاب جدید ۱۴۰۴
معلم وارد کلاس میشود و میپرسد: أَیَّ مِهنَةٍ تُحِبُّ؟ یکی میگوید کشاورزی، یکی فروش کتاب، یکی اختراع، یکی فوتبال، یکی طب العیون. عربی هشتم در این درس هم شغلها را به زبان عربی مینشاند هم یک ابزار گرامری تازه میدهد: وقتی میخواهید فقط از آینده حرف بزنید، روی مضارع سـ یا سوف بگذارید. در نردبون برای همین فصل چند مدرس تدریس کردهاند؛ اگر یک بیان با سبک یادگیریتان جور نبود، مدرس دیگری را انتخاب کنید و همان دیالوگ صادق و ناصر را دوباره ببینید.
عنوان درس مِهنَتُکَ فی المُستَقبَلِ است. معجم پر از واژههای مسیر شغلی است: آخَرینَ، ریاضَة، أَحَبَّ، صارَ، طِبُّ العُیون، أصحابُ المِهَن، عَن، عَین، أَنصَحُکَ أَن تَذهَب، بِلاد، فَحَصَ، بَیع، مَرضیٰ، تَقَدُّم، مُستَقبَل، تَهیِئَة، مِهنَة، خُبز، یَحتاجُ.
حوار الصف: هر کس شغلی را انتخاب میکند
صادق میگوید أنا أُحِبُّ الزِّراعَةَ لِأَنَّها عَمَلٌ مُهِمٌّ لِتَقَدُّمِ البِلادِ؛ سَوفَ أَصیرُ مُهَندِساً زِراعیّاً. ناصر کتاب را بساتین العلماء میداند و حدیث رسول الله را میآورد که الکُتُبُ کُنوز. قاسم میخواهد مخترع شود و جَوّاً جدیداً بسازد. منصور عاشق ریاضة است و میگوید أنا لاعِبٌ مُمتازٌ فی کُرَةِ القَدَم. أمین طب العیون را دوست دارد: سَوفَ أَصیرُ طَبیباً لِخِدمَةِ النّاس.
بعد بچهها أصحاب المهن را نام میبرند: مُدَرِّس، خَبّاز، شُرطیّ، حَلوانیّ، بائِع، مُمَرِّض، حَدّاد و غیرهم. معلم میپرسد هدف از انتخاب شغل چیست؟ عارف جواب میدهد خِدمَةُ النّاس؛ لِأَنَّ کُلَّ واحِدٍ مِنّا بِحاجَةٍ إلیٰ الآخَرینَ. حامد میگوید کُلُّ مِهنَةٍ مُهِمَّةٌ و البِلادُ بِحاجَةٍ إلیٰ کُلِّ المِهَن. معلم جمعبندی میکند: عَلَینا بِاحترامِ کُلِّ المِهَن. حدیث هم میآید: خَیرُ النّاسِ أَنفَعُهُم لِلنّاس.
بدانیم: سـ و سوف برای آینده
کتاب یادآوری میکند فعل مضارع نشانگر حال و آینده است؛ اما با افزودن سـ یا سوف فقط بر آینده (مستقبل) دلالت میکند. مثال روشن: أَکتُبُ = مینویسم؛ سَأَکتُبُ / سَوفَ أَکتُبُ = خواهم نوشت. بعد الگوی ترجمه میآید: أنا سَأَعمَلُ، أنتِ سَوفَ تَفحَصینَ المَریضَةَ، أنتَ سَوفَ تَفرَحُ.
بخش صرف مضارع با نقشهای شغلی زنده است:
- أنا خَبّازٌ. أَعمَلُ لِتَهیِئَةِ الخُبزِ مِنَ السّاعَةِ الخامِسَةِ.
- أنتَ شُرطیٌّ. تَحفَظُ الأمنَ فی البِلادِ.
- أنا مُدَرِّسَةُ الکیمیاءِ. أَشرَحُ الدَّرسَ لِلطّالِباتِ.
- أنتِ طَبیبَةٌ. تَفحَصینَ المَرضیٰ بِدِقَّةٍ.
تمرین تصویر و خط کشیدن زیر مضارع
تمرین اول پاسخ کوتاه از روی متن میخواهد—حول الکتب چیست، ماذا سَتَصیرُ فی المُستَقبَل، أَیُّ شُغلٍ مُهِمٌّ بِرأیِک. تمرین دوم ترجمه با تصویر است: أنا طَبّاخَةٌ؛ أَطبُخُ طَعاماً لَذیذاً. أنا نَجّارٌ؛ سَأَصنَعُ کُرسیّاً خَشَبیّاً. أنتَ طَبیبٌ مُجِدّ؛ أنتَ تَفحَصُ المَرضیٰ بِدِقَّةٍ. أنتِ فَلّاحَةٌ مُجِدَّةٌ؛ أنتِ تَحصُدینَ الرُّزَّ.
تمرین سوم میگوید جملهها را ترجمه کنید سپس زیر فعلهای مضارع خط بکشید—یعنی چشم را عادت دهید مضارع را از اسم شغل جدا کند. تمرین چهارم زیر تصویر نام عربی شغل را مینویسد از فهرست: حَدّاد، نَجّار، ریاضیّ، مُمَرِّضَة، کاتِب، حَلوانیّ، خَبّاز، شُرطیّ، فَلّاحَة، مُدَرِّسَة، خَیّاطَة، سائِق، طَبیبَة، طَبّاخَة. تصویر شهید مرتضی مطهری هم به عنوان استاد و نویسنده آمده است.
مکالمه، احادیث عقل، تحقیق روزنامه دیواری
در تمرین پنجم مکالمهٔ دو نفره میپرسید در کدام صف هستید، دربارهٔ مدرسه و کیف و حتی أینَ الخَلیجُ الفارسیُّ. جملههایی برای ترجمه هم هست مثل أنا أَنصَحُکَ أَن تَذهَبَ عِندَ طَبیبِ العُیون و أنتِ سَوفَ تَنجَحینَ فی امتحاناتِ نِهایَةِ السَّنَة.
کنز الحکمة از حضرت علی چند جمله کوتاه دارد: الإنسانُ بِعَقلِهِ؛ العَقلُ حِفظُ التَّجارِب؛ ثَمَرَةُ العَقلِ مُداراةُ النّاس؛ کُلُّ شَیءٍ یَحتاجُ إلیٰ العَقل؛ غایَةُ العَقلِ الاعترافُ بِالجَهل (غایة = نهایة). تحقیق درس میخواهد نام چند شغل یا ورزش را به عربی با تصویر در قالب روزنامهٔ دیواری بنویسید—فرصت خوبی است واژگان مِهنَة را از حالت حفظی خارج کنید.
تمرین خانه تفاوت زمانی را با تصویر قاطی میکند: أنا سَأَنظُرُ إلیٰ البَعید در برابر أنا نَظَرتُ و أنتِ نَظَرتِ؛ أنا أَفتَحُ الباب، أنا سَوفَ أَفتَحُ، أنا فَتَحتُ؛ أنتِ کَتَبتِ واجِبَکِ، أنتِ سَتَکتُبینَ عَلیٰ اللَّوح، أنتِ تَکتُبینَ فی دَفتَرِکِ؛ أنتَ جَلَستَ هُنا، أنتَ سَتَجلِسُ، أنتَ تَجلِسُ. اگر این سهتاییها را درست تشخیص دهید، سـ و سوف دیگر فقط «حرف اضافی» نیست.
واژگان شغل را چطور نگه دارید
فهرست تمرین چهارم را فقط نگاه نکنید؛ برای هر تصویر یک جملهٔ کامل بسازید. مثلاً اگر تصویر خبّاز است بنویسید أنا خبّازٌ؛ أَعمَلُ لِتَهیِئَةِ الخُبز. اگر ممرضة است: هیَ مُمَرِّضَةٌ؛ تَفحَصُ المَرضیٰ. اگر سائق است: هوَ سائِقٌ؛ یَقودُ الحافِلَة. این کار دو مهارت را با هم میسازد: اسم شغل و فعلی که معمولاً کنارش میآید.
در متن درس به حدیث الکتب بساتین العلماء و کنوز توجه کنید؛ ناصر فقط «کتابفروشی دوست دارم» نمیگوید، دلیل دینی-فرهنگی هم میآورد. همین الگو را در پاسخهای خودتان تقلید کنید: أُحِبُّ … لِأَنَّ … سَوفَ أَصیرُ … . سه تکه—علاقه، دلیل، آینده—قالب استاندارد جواب شفاهی این فصل است و در مکالمهٔ کلاسی هم به کارتان میآید.
اشتباه رایج این است که سـ را روی ماضی بچسبانند یا سوف را از مضارع جدا کنند. قانون ساده: اول صیغهٔ مضارع درست را بسازید (أَعمَلُ، تَفحَصینَ، تَفرَحُ)، بعد سـ را بچسبانید یا سوف را جلو بگذارید. تمرین خانه با سهتاییِ ماضی / مضارع / مستقبل دقیقاً برای همین است—قبل از اینکه به قصهٔ فصل بعد بروید، این سهتاییها را با تصویر مطابقت دهید.
تحقیق روزنامهٔ دیواری را دستکم بگیرید؛ وقتی نام ورزشهایی مثل کرة القدم یا شغلهایی مثل حداد و نجّار را با عکس میچسبانید، واژهها از فهرست انتزاعی خارج میشوند. اگر عربی را فقط برای امتحان میخوانید، باز هم این کار سرعت بازیابی کلمه در آزمون شفاهی را بالا میبرد.
فصل ۳ عربی هشتم پلی است بین مضارع سادهٔ فصل قبل و داستان تجربهٔ فصل بعد. وقتی شغل آیندهتان را به عربی گفتید، بروید سراغ التجربة الجدیدة تا یَفعَلُ و نَفعَلُ را در قصهٔ اسب کوچک ببینید. فهرست کامل فصلها در عربی هشتم است.