اَلتَّجرِبَةُ الْجَديدَةُ

درس ۴

۱

درس ۴

استاد حق نویس
۸۵:۴۱

درس چهارم

استاد آهنگرداودی
۳۲:۰۶

کره اسبی باید کیف را به روستای همسایه ببرد. وسط راه نهری می‌بیند، می‌ترسد، از گاو کنار آب می‌پرسد. گاو می‌گوید این نهر عمیق است، غرق می‌شوی، برگرد. سنجاب حرف دیگری می‌زند. حالا کدام راست می‌گویند؟ عربی هشتم در درس التجربة الجدیدة همین دوراهی را به قصه تبدیل می‌کند تا هم پیام «خودت تجربه کن» را بفهمید هم صیغه‌های یَفعَلُ، تَفعَلُ و نَفعَلُ را روی داستان سوار کنید. در نردبون برای همین فصل چند مدرس تدریس کرده‌اند؛ اگر یک بیان با سبک یادگیری‌تان جور نبود، مدرس دیگری را انتخاب کنید و همان قصهٔ فرس و بقره را دوباره ببینید.

معجم درس واژه‌های کلیدی را می‌چیند: ابنُ آدم، فِضَّة، إنَّما، فِعل، جَدَل، قادِم، خَطایا، قَول، شاهَدَ، کَذَبَ، شَکَرَ، مُختَبَر، صَدَقَ، نَفس، عاشَ، نَفَعَ، غَرِقَ، فَرَس. دو فعل صَدَقَ و کَذَبَ ستون اخلاقی متن‌اند.

داستان: فرس کوچک، نهر، بقره و سنجاب

کانَ فَرَسٌ صَغیرٌ مَعَ أُمِّهِ فی قَریَةٍ. مادر از او می‌خواهد این الحقیبة را به القریة المجاورة ببرد. هوَ یَحمِلُ الحقیبةَ و یَذهَبُ. در راه نهری می‌بیند، می‌ترسد و از بقرهٔ واقفة کنار نهر می‌پرسد. بقره می‌گوید أنتَ سَتَغرَقُ فی الماء؛ هذا النَّهرُ عَمیقٌ جِدّاً؛ عَلَیکَ بِالرُّجوع. سنجاب حرف آن‌ها را می‌شنود و نظر دیگری می‌دهد. فرس در نفس خود به حدیثی می‌رسد که تَفَکُّرُ ساعةٍ خیرٌ مِن عِبادَةِ سَبعینَ سَنَة—پس برمی‌گردد و از مادر دربارهٔ حل می‌پرسد.

مادر داستان را می‌شنود و می‌پرسد: مَن یَصدُقُ و مَن یَکذِب؟ فرس فوراً جواب نمی‌دهد؛ بعد از دقیقَتَین می‌فهمد موضوع چیست: هر کدام رأی خود را می‌گوید. برمی‌گردد به نهر، می‌بیند بقره و سنجاب مشغول الجدل‌اند—یکی می‌گوید أنا أَصدُقُ و أنتِ تَکذِبینَ. بعد یَعبُرُ الفَرَسُ النَّهرَ بِسُهولَةٍ، برمی‌گردد و لِلتَّجربةِ الجدیدة خوشحال می‌شود. پیام روشن است: جدل دیگران جای تجربهٔ خودت را نمی‌گیرد.

فعل مضارع: یَفعَلُ، تَفعَلُ، نَفعَلُ

بخش صرف روی غایب و متکلم مع‌الغیر تمرکز دارد. مثال‌های کتاب:

  • هٰذا الوَلَدُ الصَّغیرُ یَلعَبُ بِسَیّارَتِهِ.
  • تِلکَ المَرأَةُ تَنفَعُ أُسرَتَها.
  • نَحنُ نَقرَأُ القرآنَ.
  • نَحنُ نَذهَبُ إلیٰ بَیتِ الله.

جدول مقایسه می‌گوید هوَ فَعَلَ / هوَ یَفعَلُ، هیَ فَعَلَت / هیَ تَفعَلُ، نَحنُ فَعَلنا / نَحنُ نَفعَلُ. قاعدهٔ ساخت را این‌طور خلاصه می‌کند: یـ، تـ، نـ + فعل = یَفعَلُ، تَفعَلُ، نَفعَلُ.

فن ترجمه: تَعمَلُ یک شکل، دو مخاطب

کتاب می‌پرسد از کجا بفهمیم معنای تَعمَلُ چیست. دو مثال می‌آورد: یا نَجّارُ، أنتَ تَعمَلُ جَیِّداً (ای نجار، تو خوب کار می‌کنی) در برابر هٰذِهِ البِنتُ تَعمَلُ فی المُختَبَرِ (این دختر در آزمایشگاه کار می‌کند). ضمیر و قرینهٔ جمله است که مخاطب را از غایب جدا می‌کند—نکته‌ای که تا فصل‌های بعد بارها برمی‌گردد.

جمله‌های تمرینی مثل أنتَ تَجلِسُ عَلیٰ الأرضِ و والِدَتُکَ تَجلِسُ عَلیٰ الکُرسیّ و أُختی تَقولُ لی را ترجمه کنید تا همین تشخیص را تمرین کنید.

التمارین: درست و نادرست تا کنز الحکمة

تمرین اول دربارهٔ متن است؛ از جمله ادعاهایی مثل السِّنجابُ و البَقَرَةُ صادِقانِ فی کَلامِهِما و عَبَرَ الفَرَسُ النَّهرَ بِسُهولَةٍ را با قصه بسنجید. تمرین دوم ترجمه با تصویر است: هٰذا الرَّجُلُ یَغسِلُ قُبورَ الشُّهَداء؛ نَحنُ نَذهَبُ إلیٰ الجَبَلِ لِحِفظِ نَظافَةِ الطَّبیعَة؛ هٰذِهِ المَرأَةُ تَغسِلُ قُبورَ الشُّهَداء.

تمرین سوم آیات و جمله‌ها را ترجمه می‌کند و زیر مضارع خط می‌کشد—از جمله آیهٔ لقمان دربارهٔ شکر، سؤال أَ أنتَ تَجمَعُ الأخشابَ أَم أُختُکَ، و والِدُنا یَعمَلُ فی المَصنَعِ و والِدَتُنا تَعمَلُ فی المَکتَبَة. تمرین چهارم جفت ماضی/مضارع/آینده را پر می‌کند: قَدَرتَ / ما قَدَرتَ، یَسأَلُ / سَیَسأَلُ، نَفتَحُ / سَوفَ نَفتَحُ، طَرَقَت / تَطرُقُ، فَهِمتُ / سَأَفهَمُ، شَرِبنا / نَشرَبُ.

  1. تمرین پنجم گزینه: تَعرِفُ / تَعرِفینَ المُدَرِّسَ یا أَخی؟ تَذهَبُ / تَذهَبینَ إلیٰ المُختَبَرِ وَحدَکِ؟ ذَهَبنا / سَنَذهَبُ إلیٰ البُستانِ قبلَ ثلاثةِ أیّامٍ؛ أنا سَوفَ أَرجِعُ / رَجَعتُ إلیٰ بِلادی فی الأُسبوعِ القادِم؛ العاقِلُ یَنظُرُ / تَنظُرُ إلیٰ الیَسارِ و الیَمین ثمّ یَعبُرُ الشّارِع.
  2. تمرین ششم مکالمه: أینَ بَیتُکِ، ماذا فی یَدِکِ، کَم صَفّاً فی مَدرَسَتِکِ، أَ تَعرِفینَ مُدیرَةَ المَدرَسَة، هَل أنتِ فی المَکتَبَة.

کنز الحکمة احادیثی دربارهٔ قول و فعل دارد: لا خَیرَ فی قَولٍ إلّا مَعَ الفِعل؛ السُّکوتُ ذَهَبٌ و الکَلامُ فِضَّة؛ أکثَرُ خَطایا ابنِ آدمَ فی لِسانِهِ؛ الکَلامُ کَالدَّواء قَلیلُهُ یَنفَعُ و کَثیرُهُ قاتِل؛ لِسانُ العاقِلِ وَراءَ قَلبِهِ و قَلبُ الأحمَقِ وَراءَ لِسانِهِ. حدیث اول تا سوم از پیامبر و چهارم و پنجم از حضرت علی است. تحقیق می‌خواهد چند بیت یا جملهٔ حککیمانهٔ عربی دربارهٔ پیام درس پیدا کنید.

در جدول خلاصهٔ ساختار می‌بینید: أنا أَرجِعُ، نَحنُ نَرجِعُ، أنتَ تَرجِعُ، أنتِ تَرجِعینَ، هوَ یَرجِعُ، هیَ تَرجِعُ—همان اسکلتی که از درس‌های دوم تا چهارم روی هم آمده است. تمرین خانه هم ماضی و مضارع و مستقبل را با تصویر قاطی می‌کند: هوَ فَحَصَ المَریض / هوَ سَیَفحَصُ / هوَ یَفحَصُ؛ هیَ تَصعَدُ / صَعِدَت / سَوفَ تَصعَدُ؛ نَحنُ نَأکُلُ / سَنَأکُلُ و إنَّکَ تَأکُلُ کَثیراً.

خواندن قصه با چشم صرفی

یک‌بار قصه را فقط برای داستان بخوانید؛ بار دوم مداد بردارید و هر مضارع را خط بکشید: یَحمِلُ، یَذهَبُ، یُشاهِدُ، یَخافُ، یَسأَلُ، تَقولُ، یَسمَعُ، یَرجِعُ، تَسأَلُ، یَشرَحُ، یَصدُقُ، یَکذِبُ، یَعبُرُ، یَفرَحُ. می‌بینید تقریباً کل پیشرفت داستانی روی مضارع غایب و مخاطب سوار است. بعد همان افعال را در جدول هوَ / هیَ / نَحنُ صرف کنید تا قصه به دستور زبان قفل شود.

سؤال مادر—مَن یَصدُقُ و مَن یَکذِب—فقط اخلاق نیست؛ دو مضارع غایب است که باید معنا و ساختشان را با هم بفهمید. در تمرین درست و نادرست اگر بگویید بقره و سنجاب هر دو صادق‌اند، پیام درس را نفهمیده‌اید؛ کتاب می‌خواهد بگوید رأی‌ها فرق دارد و تجربه داور است. عبور آسان از نهر همان «تجربهٔ جدید» عنوان درس است.

در فن ترجمه، جفت یا نجّارُ أنتَ تَعمَلُ و هذه البنت تَعمَلُ را بارها با دوستان نقش بازی کنید تا گوش عادت کند تَفعَلُ گاهی «تو» است و گاهی «او». همین ابهام در فصل‌های بعد با أنتُما تَفعَلانِ و هُما تَفعَلانِ دوباره می‌آید؛ اگر اینجا حلش کنید، آنجا کمتر گیر می‌کنید. تحقیق پایانی—یافتن شعر یا حکمت عربی دربارهٔ تجربه و گفتار—را به کنز الحکمة همین درس وصل کنید؛ احادیث قول و فعل و سکوت دقیقاً همان تم را ادامه می‌دهند.

اگر قصه را خوب فهمیده‌اید، بروید سراغ الصداقة؛ آنجا دوستی آیلار و آسرین روی همین مضارع ساخته می‌شود. برای مرور مسیر سال به عربی هشتم برگردید—فصل ۴ عربی هشتم یکی از زنده‌ترین متن‌های کتاب است.