نصیحت امام(ره)، شوق خواندن

درس ۹

۱

درس ۹ قسمت ۱

استاد آصفی
۱۹:۱۹

۲

درس ۹ قسمت ۲

استاد آصفی
۱۱:۰۲

نصیحت وقتی از سر دلسوزی باشد شیرین است؛ وقتی بی‌موقع باشد، حتی از امام هم ممکن است شنیده نشود. نصیحت امام(ره)، شوق خواندن همین نکته را با داستان کلاس و دانش‌آموزان باز می‌کند و در دانش زبانی مسند را معرفی می‌کند. در نردبون چند مدرس تفاوت گزاردن و گذاردن را هم کنار مسند تمرین می‌دهند؛ چون املای این دو کلمه همیشه تله است.

چرا از نصیحت پرهیز کردند؟

خودارزیابی می‌پرسد چرا دانش‌آموزان از نصیحت کردن امام خودداری کردند، چگونه می‌توان برای اسلام و کشور مفید بود، و دربارهٔ عبارت مدرسه و شهیدان چه می‌فهمید. جواب پرسش اول را در فضای متن بجویید—گاهی احترام به موقعیت و فهم حال مخاطب مهم‌تر از پند آماده است.

گفت‌وگو پیشنهاد می‌کند با یکی از بزرگان محل حرف بزنید یا متنی دربارهٔ دانشمندان و شهیدان بخوانید. این کار برای انشا ماده خام می‌سازد؛ فقط به حفظ جمله‌های کتاب بسنده نکنید.

مسند و فعل اسنادی

جمله‌هایی مثل روشن بودن هوا، شاد بودن زهرا و سرد بودن چای نشان می‌دهند چیزی به نهاد نسبت داده شده است. کتاب می‌گوید فعل این جمله‌ها اسنادی است و بخشی که به نهاد نسبت داده می‌شود مسند نام دارد. مسند جواب می‌دهد نهاد چگونه است یا چه شده است.

  • هوا روشن است → مسند: روشن
  • زهرا شاد است → مسند: شاد
  • چای سرد است → مسند: سرد

تمرین درس می‌خواهد در جمله‌ها مسند را مشخص کنید و مسند مناسب جایگزین بگذارید. مثلاً اگر مسند «سرد» را بردارید، چه واژه‌ای جای آن می‌نشیند بدون اینکه جمله بی‌معنی شود؟

املا؛ گزاردن و گذاردن

گزاردن به معنای ادا کردن و به‌جا آوردن است؛ گذاردن به معنای نهادن و قرار دادن. نشانه‌های اختصاری را هم شکل نوشتاری کامل بنویسید—مثل صلّی اللّه علیه. این جزئیات در تصحیح معلم معمولاً نمره کم می‌کنند، پس از همین الان عادت کنید.

  1. ده جمله اسنادی بنویسید و مسند را رنگی کنید.
  2. پنج جمله با گزاردن و پنج جمله با گذاردن بسازید.
  3. پاسخ خودارزیابی را در سه بند کوتاه بنویسید.
  4. یک خاطره از نصیحت مفید یا بی‌موقع تعریف کنید—با لحن مؤدبانه.

بعد از مسند، کلاس ادبیات، مرواریدی در صدف فضای قدردانی از معلم و نامه را باز می‌کند. فهرست فصل‌ها در فارسی هفتم است.

مسند را جابه‌جا کنید تا معنی عوض شود

تمرین جایگزین کردن مسند فقط بازی با کلمه نیست؛ نشان می‌دهد صفت یا حالت چقدر پیام را عوض می‌کند. «چای سرد است» با «چای داغ است» دو موقعیت متفاوت می‌سازد. در متن نصیحت هم ببینید حال مخاطب چگونه مسند فضای کلاس را عوض می‌کند. املای گزاردن و گذاردن را در جمله‌های واقعی زندگی بنویسید—نماز گزاردن، کتاب را روی میز گذاردن—تا دیگر قاطی نشوند.

با بزرگ محل گفت‌وگو کنید و سه پند او را بنویسید. بعد بگویید کدام پند امروز به‌دردتان می‌خورد و چرا. این تکلیف از حفظ متن مفیدتر است چون نصیحت را به موقعیت شما وصل می‌کند.

کارگاه کلاسی حول نصیحت و مسند

برای محکم شدن گزاردن/گذاردن یک کارگاه بیست‌دقیقه‌ای راه بیندازید: پنج دقیقه مرور تعریف با زبان خودتان، ده دقیقه ساخت مثال تازه، پنج دقیقه اصلاح هم‌گروهی. مثال‌ها را از زندگی مدرسه بگیرید تا حفظ طوطی‌وار نشود. اگر مثال‌تان به امام و کلاس وصل شد، نشان دهید کجای متن یا فعالیت این وصل را پشتیبانی می‌کند؛ وصل بی‌شاهد ضعیف است.

دفتر سه ستونه درست کنید: ستون اول اصطلاح، ستون دوم مثال کتاب، ستون سوم مثال شخصی. هفته‌ای دو بار فقط ستون سوم را بدون نگاه کردن بازتولید کنید. این روش برای شب امتحان سریع‌تر از ورق زدن کل فصل جواب می‌دهد و جلوی قاطی شدن با فصل قبل و بعد را می‌گیرد.

یک پرسش سخت برای خودتان بنویسید که معلم ممکن است بپرسد—مثلاً فرق این مفهوم با مفهوم نزدیک فصل قبل چیست—و جواب را در شش خط آماده کنید. بعد بروید سراغ ادامهٔ مسیر و ببینید مفهوم تازه روی چه مهارتی سوار می‌شود. اگر هنوز گیر دارید، ویدیوی مدرس دیگر نردبون را با همان مثال شخصی‌تان ببینید تا تفاوت بیان‌ها مشخص شود.

جمع‌بندی سریع مسند نصیحت

اگر بخواهید این فصل را در یک نگاه جمع کنید، سه لنگر داشته باشید: مسند نصیحت، نمونهٔ گزاردن گذاردن، و کلیدواژهٔ حال مخاطب. اول تعریف را بدون کتاب بگویید، بعد مثال کتاب را بازگو کنید، بعد مثال شخصی بسازید. هر جا یکی از این سه لنگرد جا ماند، همان نقطهٔ ضعف شماست و باید همان را دوباره ببینید.

شب قبل از آزمون فقط همین سه لنگر را مرور کنید و دو سؤال سخت برای خودتان طرح کنید. اگر توانستید جواب را در چهار خط بنویسید، آمادهٔ سؤال مفهومی هستید. ویدیوی نردبون را هم روی همان دو سؤال سخت بگذارید، نه از صفر؛ وقت‌تان دو برابر مفید می‌شود.