فِي السَّفَرِ

درس ۶

۱

درس ششم

استاد آهنگرداودی
۳۲:۴۰

درس ۶

استاد حق نویس
۹۸:۰۹

خانوادهٔ آقای فتاحی از کرمان با کاروان زوار به عراق می‌روند: نجف اشرف، کربلا، کاظمین، سامرا. بار اول با هواپیما، بار دوم با اتوبوس. وسط زیارت، مادر سردرد دارد و باید به درمانگاه بروند. عربی هشتم در درس فی السفر این موقعیت واقعی را می‌گذارد تا صرف جمع مخاطب—تَفعَلونَ، تَفعَلنَ، تَفعَلانِ—از روی دیالوگ خانواده دربیاید، نه از روی جدول خشک. در نردبون برای همین فصل چند مدرس تدریس کرده‌اند؛ اگر یک بیان با سبک یادگیری‌تان جور نبود، مدرس دیگری را انتخاب کنید و همان گفت‌وگوی درمانگاه را دوباره ببینید.

معجم درس واژه‌های سفر و درمان را جمع می‌کند: أربعونَ، کُرَةُ المِنضَدَة، أَمَرَ، لِـ، الأولیٰ، حُبوب مُسَکِّنَة، لا (نفی مضارع)، خاتَم، ما بِکَ، سافَرَ، مَرَضُ السُّکَّر، شَراب، مَساء، صُداع، مُستَوصَف، ضَغطُ الدَّم، طائِرَة، مَعاً، قافِلَة، وَصفَة، یَخفیٰ.

دو حوار: خانواده و المستوصف

پدر می‌پرسد أینَ تَذهَبونَ یا أولادی؟ پسران: نَذهَبُ لِزیارَةِ مَرقَدِ الإمام الحُسَین. أینَ تَذهَبنَ یا بناتی؟ البنات: نَذهَبُ مَعَ إخوَتِنا لِلزّیارَة. یکی از پسران می‌پرسد أینَ تَذهَبانِ یا أبی و یا أُمّی؟ پدر جواب می‌دهد نَذهَبُ إلیٰ المُستَوصَف—مادر صداع دارد. پزشک نام مریض را می‌پرسد، سن را می‌شنود (أربعون سنة)، می‌پرسد أَ ضغط الدم عندک أم مرض السکر؟ و نسخه می‌نویسد: ثلاثة حبوب فی کل یوم صباحاً و ظهراً و مساء، و الشراب مرتین.

همین چند خط کافی است تا بفهمید چرا کتاب جمع مذکر مخاطب، جمع مؤنث مخاطب و مثنی را با هم می‌آورد: تَذهَبونَ برای پسران، تَذهَبنَ برای دختران، تَذهَبانِ برای پدر و مادر.

فعل مضارع جمع مخاطب

مثال‌های صرف را بلند بخوانید:

  • یا رِجالُ، ماذا تَأکُلونَ؟ نَأکُلُ طَعامَ الإفطار.
  • هَل تَعرِفونَ هذا المُجاهِد؟ هوَ الشَّهید موسَویّ.
  • یا نِساءُ، ماذا تَأکُلنَ؟ أینَ تَقرَأنَ الکِتاب؟ نَقرَأُهُ فی المَکتَبَة.
  • أیُّها الوَلَدانِ، ماذا تَفعَلانِ؟ نَلعَبُ مَعاً.
  • یا طِفلانِ، إلیٰ أینَ تَذهَبانِ؟ نَذهَبُ إلیٰ بَیتِ جَدَّتِنا.
  • أیَّتُها البِنتانِ، ماذا تَفعَلانِ؟ نَرجِعُ إلیٰ بَیتِنا مَعاً.

جدول بدانیم نشان می‌دهد أنتُم تَفعَلونَ، أنتُنَّ تَفعَلنَ، أنتُما تَفعَلانِ همه در فارسی «شما انجام می‌دهید» می‌شوند. کتاب می‌پرسد چرا سه فعل عربی یک ترجمهٔ فارسی دارند—همین سؤال جوهر درس است.

فن ترجمه: لِماذا / لِأَنَّ و حرف لا

در پاسخ به لِماذا با لِأَنَّ شروع کنید: لِماذا تَنظُرُ إلیٰ البَعید؟ لِأَنّی أَبحَثُ عن هُدهُد. لِماذا تَکتُبانِ دَرسَکُما خارج الغرفة؟ لِأَنَّ الجَوَّ لَطیفٌ جِدّاً. حرف لا برای نفی مضارع است: أنا لا أَکذِبُ = من دروغ نمی‌گویم. آیهٔ آل عمران و ابراهیم هم می‌آید تا لا و ما را در بافت قرآنی ببینید.

التمارین تا نور السماء

تمرین اول درست و نادرست متن را می‌سنجد—مثلاً هل هذه الأسرة من ایرانشهر؟ هل السید فتاحی حداد؟ (او موظف است و همسرش ممرضة؛ شش فرزند دارند). تمرین دوم ترجمه با تصویر است: أینَ تَذهَبون؟ نَذهَبُ فوقَ الجَبَل؛ یا بِنتانِ ماذا تَفعَلانِ؛ ماذا تَلعَبنَ—نَلعَبُ کُرَةَ المِنضَدَة؛ یا وَلَدانِ إلیٰ أینَ سَتَذهَبانِ.

تمرین سوم آیات نحل و واقعه و جمله‌های مخاطب جمع را ترجمه می‌کند و زیر مضارع خط می‌کشد. تمرین چهارم جفت مثبت/منفی و ماضی/مضارع می‌سازد: تَکذِبانِ / لا تَکذِبانِ، ما نَدِمتُ / لا أَندَمُ، ما حَزِنتَ / لا تَحزَنُ. تمرین پنجم گزینه و تمرین ششم مکالمه دربارهٔ تعداد أفراد الأسرة و محتویات الحقیبة است.

جدول پایانی ساختار درس‌های دوم تا ششم را با فَرِحَ کامل می‌کند: أنا أَفرَحُ تا هُم یَفرَحونَ. بخش نور السماء چند آیه برای ترجمه دارد. تمرین خانه هم جمله‌هایی مثل ماذا تَشرَبون یا أولاد، أنتُما تَعبُرانِ الشّارِع، إنَّکُم شَکَرتُم والِدَتَکُم را به تصویر وصل می‌کند.

جمع مخاطب را با نقش خانواده قفل کنید

یک برگه بکشید و سه ستون بگذارید: پسران، دختران، پدر و مادر. زیر هر ستون فقط فعلی بنویسید که در دیالوگ برایشان آمده: تذهبون / نذهب، تذهبن / نذهب، تذهبان / نذهب. بعد همان را با أکل، قرأ، لعب، عرف تکرار کنید تا تَفعَلونَ و تَفعَلنَ و تَفعَلانِ از حالت حفظ صرف خارج شود و به موقعیت بچسبد. وقتی معلم در کلاس یا أولادی می‌گوید، گوش باید فوراً جمع مذکر مخاطب را انتظار داشته باشد.

دیالوگ درمانگاه واژگان کاربردی پزشکی را هم می‌دهد که در فصل‌های قبل پراکنده بود: صداع، مستوصف، وصفة، حبوب مسکّنة، شراب، ضغط الدم، مرض السکر، ما بکِ. این‌ها را در یک مکالمهٔ کوتاه بازسازی کنید—یکی پزشک، یکی بیمار—تا صرف و واژه با هم بمانند. سن أربعون سنة را هم بلند بگویید؛ عدد ۴۰ در کنار عدد ترتیبی فصل آخر دوباره دیده می‌شود.

در فن ترجمه، فرق لِماذا ... لِأَنَّ با نفی لا را قاطی نکنید. اولی دلیل می‌خواهد، دومی فعل مضارع را منفی می‌کند: لا أکذب، لا تظلم، لا تکتبین. آیهٔ «و ما یخفی علی الله من شیء» را با لا أکذب کنار هم بگذارید تا ببینید ما و لا هر دو نفی‌اند اما جای ساختشان فرق دارد. تمرین چهارم که مثبت و منفی را جفت می‌کند، همان مهارت را تحکیم می‌کند.

جدول فَرِحَ در پایان درس چک‌لیست فصل‌های ۲ تا ۶ است: اگر أنا أفرح تا أنتنّ تفرحن را سریع گفتید، مخاطب مفرد و جمع را بلد هستید و آمادهٔ غایب جمع در فصل‌های بعدید. نور السماء را بعد از صرف بخوانید تا مضارع را در بافت آیه هم ببینید، نه فقط در دیالوگ سفر. تمرین تصویر با کرة المنضدة و رفتن بالای جبل و گرفتن کتاب از مکتبه همان صیغه‌ها را در موقعیت غیرزیارتی تکرار می‌کند تا صرف به یک صحنه قفل نشود.

فصل ۶ عربی هشتم جایی است که سفر زیارتی و دستور زبان با هم جلو می‌روند. ادامهٔ تم مهاجرت و سرزمین تازه را در أرض الله واسعة می‌بینید. برای فهرست فصل‌ها به عربی هشتم سر بزنید.